يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو

44

سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )

برادر مجد الدوله . بعد از صرف ناهار اكبر خان رفت حضور مبارك عرض كند آمدن ما را . بعد آقاى مجد الدوله هم رفتند . ميرزا محمد خان نيز رفت . به فاصلهء دو سه دقيقه ميرزا محمد خان آمد كه شما را احضار فرموده‌اند . با سركار صاحب اختيار حركت نموده رفتيم . قبلهء عالم از سايبان بيرون آمده سرپا ايستاده‌اند . در سه جا تعظيم كرده تا به فاصلهء دو سه ذرع نزديك شديم . احوال‌پرسى فرمودند . از وضع حالت سرحدات بجنورد و كوكلان و وضع عمارت بجنورد و فوّاره و خيابان باغات و غيره استفسار فرمودند . جواب عرض شد . بعد جويا از احوالات عزيز الله و نصرت الله و سليمان فرمودند . عرض كردم عزيز الله را نايب الحكومهء بجنورد و سليمان را در سرحدات ما بين مانهء سملقان و بجنورد با سواره گذاشتم . نصرت الله را نيز در جاجرم و سرحدات متعلقه به شاهراه خراسان قرار دادم . فرمايش ملوكانه بر اين شد كه در نزد آنها عاقله و لله گذاشتيد ؟ عرض كردم حالا آنها محتاج به عاقله و لله نيستند . اين غلام حالا شكسته شده ، آنها جوان [ اند ] و به كار خدمت دولت و سرحد حالا بهتر از اين غلام مىباشند . بعد چهار بهله قوش طولانى كه برده بوديم احضار فرمودند . قوشها را به نظر مهر مآثر مبارك رسانيده خيلى تمجيد فرمودند . بعد به على بيك پيشخدمت كه قوش دست او بود فرمودند قوشها را بياور در جاجرود تحويل بده مراجعت كن . به خود من هم فرمودند سه چهار روز برويد شهر رفع خستگى راه را نموده به اتفاق صاحب اختيار بيائيد جاجرود چند روزى در آنجا شكار كنيم و صحبت نمائيم و بعضى ابلاغات به حضرت مستطاب آقاى امين السلطان وزير اعظم مد ظله العالى فرمودند و بعد سوار شده رو به كوه تاخت‌كنان تشريف‌فرما شدند . در اين بين كشيكچىباشى و بعضى از امناى دولت رسيده اظهار محبت و خصوصيت فرمودند سوار شده به طرف شهر آمديم . بالاتر از قصر فيروزه كالسكه حاضر بود سوار شده رو به قصر فيروزه رانديم . چون تعريف قصر را شنيده بودم در آنجا گفتم كالسكه را نگاه داشته پياده شدم ، رفته باغچه و عمارت قصر را تماشا كردم . ميان باغ حوضى مربع دوازده ذرع در دوازده ذرع به نظر مىآمد . رفتم داخل عمارت شدم . سه اطاق تودرتو است . اطاق اول كتابخانه با سبك و ملزومات سلطنتى . اطاق دويم حوضخانهء منزه با اسباب . اطاق